و ربنای استاد . . .

خرید بک لینک

به نام خدا
روایت هوشنگ ابتهاج (سایه) از ربنای استاد محمدرضا شجریان در کتاب پیر پرنیان اندیش

ماه رمضان است و دم افطار. تلویزیون "ربنا"ی استاد شجریان را پخش میکند. سایه از همان ربنای اول منقلب میشود. به خود میپیجد... اشک از چشمش میجوشد. بیتاب شده است....
آرامتر که میشود با چشم و چهرهای سرخ و صدایی که هنوز هیجان دل بیقرارش را بازتاب میدهد، میگوید:
ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯽ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﺑﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺑﮕﯽ، ﺍﮔﻪ ﻣﯽﺗﻮﻧﯿﻦ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ … ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ آقای عظیمی! ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺠﺮﯾﺎﻧﻪ. ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭ ﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻﮐﺲ.
- حتیﺧﻮﺩ استاد ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ؟
- حتی خود شجریان... ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ. ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ … ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ … ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ ﺍﺻﻠﯽﺍﯾﻦ ﺭﺑﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ دیگه ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ …ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕﺁﻭﺭﯼ! ﺍﺻﻠا ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ. (ﺳﺮﺵﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ) ... ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ "ﺭﺑﻨﺎ"ها ﻫﺴﺖ (ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ) ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ؛ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﻫﺴﺖ... ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ … ﻭﺍقعا ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ، چیه...ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺠﯿﺒﻪ!


موضوعات مرتبط:

صبح بهاری ...

ما را در سایت صبح بهاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 17:37

صفحه بندی