شبي با بيد مي رقصم ، شبي با باد مي جنگم
که من چون غنچه هاي صبحدم بسيار دلتنگم
مرا چون آينه هرکس به کيش خويش پندارد
و الّا من چو مِي با مست و با هشيار يکرنگم
شبي در گوشه ي محراب قدري «ربّنا» خواندم
همان يک بار تارِ موي يار افتاد در چنگم
اگر دنيا مرا چندي برقصاند ملالي نيست
که من گريانده ام يک عمر دنيا را به آهنگم
به خاطر بسپريدم دشمان ! چون «نام من عشق است»
فراموش ام کنيد اي دوستان ! من مايه ي ننگم
مرا چشمان دلسنگي به خاک تيره بنشانيد
همين يک جمله را با سرمه بنويسيد بر سنگم
(عليرضا بـــــــــــــــــــــــديع)
ما را در سایت صبح بهاری دنبال میکنید
برچسب: نام من عشق است آیا می شناسیدم,نام من عشق است میشناسیدم,نام من عشق است آيا ميشناسيدم,نام من عشق است نسترن وثوقی,نام من عشق است آیا,نام من عشق است آیا می شناسیدم نسترن وثوقی,نام من عشق است آري مي شناسيدم,نام من عشق است آيا مي شناسيدم؟,نام من عشق است, آیا می شناسیدم؟ , چند غزل عاشقانه,نام من عشق است آری میشناسیدم,
نویسنده:
بازدید: 85