و دوازده بند محتشم (2) . . .

خرید بک لینک

بند دوم
كشتى شكست خورده طوفان كربلا
در خاك و خون طپيده ميدان كربلا
گر چشم روزگار برو زار مى گريست
خون مى گذشت از سر ايوان كربلا
نگرفت دست دهر گلابى به غير اشك
ز آن گل كه شد شگفته به بستان كربلا
از آب هم مضايقه كردند كوفيان
خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودند ديو و دد همه سيراب و ميمكيد
خاتم ز قحط آب، سليمان كربلا
زان تشنگان هنوز بعيوق مى رسد
فرياد العطش ز بيابان كربلا
آه از دمى كه لشكر اعدا نكرد شرم
كردند رو به خيمه سلطان كربلا
آن دم فلك بر آتش غيرت سپند شد
كز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

صبح بهاری ...

ما را در سایت صبح بهاری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 8:13

صفحه بندی